خاطره ی خال خال های سپید روی مخمل مشکی
۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۲
تو، توی همه ی دقایقی که جهان مرا به پهنا و به درازا می فشارد، نشسته ای. تو، بازوانت را زمانی که نزدیکترین ها روی شقیقه ام ضرب گرفته اند، برای در آغوش گرفتنم گشوده ای. فقط کاش این همه دور نبودی... این همه دور...و دیر
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی