۰۶ شهریور ۱۳۹۱


شب اما، اصّن یه دنیای دیگه س! روشن شو! شبمو روشن کن! نه! روشن نشو! تو شب تاریک بشین کنارم! دستات باید تاریک باشه! فقط یه سایه روشنِ نازک روش! چشات! چشات نباید معلوم باشه! فقط یه برقِ عجیبِ وحشی! لبخندت! نمی خوام ببینمش! لبخندتو نمی خوام! فقط یه نقطه ی روشن از لبت! بشین تو تاریکی و هیچی نگو! بشین پشت به پشتِ من، هیچیم نگو! شبم باید تاریک بمونه! توئم تاریک بمون! تاریکِ من بمون! !تاریکِ عجیبِ براقِ من بمون