۱۱ بهمن ۱۳۹۰

پل اساساً موجود راه راه افقی جسوری ست که از میان منابع دلتنگی شما عبور می کند و اساسی ترین حرکت آن به سمت چپ و درست بالای استخوان جناق سینه ی شما انجام می گیرد....آن روز پل به من گفت، که آیا می خواهی از روی من رد شوی و رخ دلدار را ببوسی؟..من عرض کردم که شاید وقتی دیگر...پل مرا در آغوش کشید و گفت پس اگر می مانی درست بمان، و دائم چیز یاد بگیر...و من منتظرت می مانم مقداری...اینطور شد که پل و همه ی پل های دیگر عالمیان همه دور جناق سینه ی من پیچیده اند و ما نفسمان بالا نمی آید...اما می رویم که به حرفشان گوش دهیم و چیز یاد بگیریم حالا که از همه ی آن طرف پُلیان دوریم