در زندگی هر آدمی، شکست های عشقی مکرّری رخ می دهد،
کافه های بسیاری با میزهایی از چوب بلوط،
زل زدن های طولانی به ساعت هایی با بند چرم قهوه ای،
یا خیال جعفری هایی میان ساندویچ لذیذ سر شب...
در زندگی هر آدمی،
لحظه هایی ست میان اشتباه گرفتن ساکسیفون و کلارینت...
همبستری هاییست نیمه کاره...
میزهای صبحانه ایست پر از نان تازه و سرشیر و عسل....
در زندگی هر کس، تصویری هست، تصویری سیاه، با خال های سپید،
نقاشی های بزرگیست که شما تازگی و ملاحتش را باور نمی کنید،
روزهای بنفشی که تنها متعلق به خودتان است،
شب هایی با طعم چای سبز،
آدم های رانده شده، دوستی های تمام شده، منحنی های آرام گرفته در گودی گردن...
در زندگی هر کس تنها یک شکست عشقی، بسیار چشمگیر است، جوری که باقی شکستگی ها تنها انگشت سبابه را خراش می دهند