خاطره ی خال خال های سپید روی مخمل مشکی
۱۳ مرداد ۱۳۸۸
دست خودم که نیست..دستهایشان را که می بینم،_دستهایمان را_...همه ی دلم جمع می شود پشت چشمهایم....و تلنگری می خواهد انگار، برای فرو ریختن...!
پیام جدیدتر
پیام قدیمی تر
صفحهٔ اصلی